لاپوتا

یادداشت های مسعود مقدّم

رای های 92

امروز صبح که داخل یکی از کلاس‌های مدرسه‌ی دخترانه‌ی سرکوچه‌ با تیپ و قیافه‌ی جماعت حاضر در پای صندق رای گیری مواجه میشدم، ناخودآگاه یاد فیلم The Experiment افتادم.
نمیدانم شاید آن پیرزن 150 و چند ساله‌ای که با یک دستش محکم پوستر تاخورده‌ی سعید جلیلی را روی سینه‌اش فشار میداد و با دست دیگرش سجلّ زمان رضاشاهش را بطرف خانم مدیر مدرسه هل میداد، یا شاید لبخند زشت آن فاطی کماندوی سیبیلوی دندان کرمخورده‌ی کنار صندوق که از حضورمان تشکر میکرد، یا شاید احاطه‌ی ملال‌آور زنان چادرمشکی داخل آن کلاس تنگ که هیچوقت فکر نمیکردم با آنها و کودکان آنها و شوهران آنها در یک محله زندگی میکنم و یک روز با آنها در یک کلاس ِ زندان مانند گیر خواهم افتاد تا هرکدام از روی ناچاری‌های شخصی خودمان یکنفر دیگر را برای 4 سال دیگر صاحب قدرت کنیم، باعث میشد که فکر کنم همه‌ی ما چقدر تلخ شبیه زندانیانی بی‌ذره‌ای شباهت به یکدیگر هستیم که ناخواسته در یک بند گیر افتاده‌ایم...

نظرات ()

هاراندا تاپیم یاپراخ آلان؟

بادامناری یازین شاخداسی آپاردی
اوزوملری همسایانین تویوقو
چیردچانلاری قره قایقالار
آلچالاری سئرچه‌لر
هاراندا تاپیم
یاپراخ آلان؟
... 

نظرات ()

قورالیدی قانالاری

بیزیم باغا
یاواش جَلون
قورالیدی قانالاری

نظرات ()